تبليغاتX
End of Love پایان عشق
امروز:

سلام به همه. از این که هنوز سر می زنید ممنون. این پست یه کم عجیبه راستش می خوام از همه اونایی که درد عشق رو کشیدن یه خواهش کنم اون هم اینکه برام دعا کنید. خیلی به دعا نیاز دارم. مدتیه که اصلا خواب ندارم فقط خدا خدا می کنم که باز هم ببینمش. دلم برای دیدنش خیلی تنگ شده می دونم که اگه این ترم هم برگرده باز هم ممکنه همون جواب های قبلی رو بشنوم اما دیدنش هم برام التیام درده. دعا می کنم که این دفعه برگرده. دیگه نه پرسه زدن تو خیابونا نه تو دانشگاه نه هیچ جای دیگه نمی تونه آرومم کنه. همه جا فقط خاطراتش رو می بینم. برام دعا کنید روز های سختی رو می گذرونم.

|+| (( عمومی )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/10/14 و ساعت 17:56  
خوابیدی رو بال موجا کاش می شد بودم کنارت
تو به دریا دل سپردی من تو ساحل چشم به راهت
دنبالت دارم می گردم اما نیست از تو نشونی
روزگار ما رو جدا کرد یه غروب توی جوونی
 
|+| (( شعر )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/06/06 و ساعت 12:42  
جانم از فراق درد بسیار کشید
با رفتن تو رنج بسیار کشید
ما همسفر راه دوری بودیم
بین من و تو زمانه دیوار کشید
|+| (( شعر )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/06/05 و ساعت 19:23  
هميشه به ياد داشته باش
تا به فرامشي بسپاري
آنچه را که اندوهگينت مي سازد
اما
هرگز فراموش مکن
به ياد داشته باشي
آنچه را که شادمانت مي سازد
|+| (( عاشقانه )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/27 و ساعت 2:29  
|+| (( بدون شرح )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/27 و ساعت 0:41  
اي کاش مي شد بهت بگم
قدر دنيا دوستت دارم
غير تو عشقي ندارم
اي کاش مي شد براي تو
غزل غزل شعر بسازم
وقت بي تابي نگاهت بازم بهت دل ببازم
اي کاش مي شد از احساسم
برات يه سوغات بيارم
وقتي مي شد به لبات بارون بشم و ببارم
اي کاش مي شد بهت بگم
چه فايده نمي شه
هزار دفعه خواستم بگم به يادتم هميشه
اي کاش مي شد تو بدوني
گريز من واسه چيه
تمام اين حرفهاي من واسه چيه واسه کيه
اي کاش مي شد
|+| (( شعر )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/26 و ساعت 23:46  
می بخشمت به خاطر ترانه های صادقم
به خاطر سخاوت قلب همیشه عاشقم
می بخشمت به خاطر تویی که خیلی بد شدی
پیش تو گریه کردمو رفتی نموندی کم شدی
می بخشمت اگه نشد یه روزی مال من باشی
ولی بازم ازت می خوام گاهی به یاد من باشی
می بخشمت اگه که من خوب می دونم دلت می خواست
چشمای تو راضی بودن اما غرور تو نخواست
می بخشمت به خاطر چشم هایی که منتظرن
خاطره هایی که نشد از تو خیال من برن
می بخشمت به خاطر فاصله های دم به دم
به یاد شعری که نشد یه خطشم برات بگم
رفتی و کاری از دل خسته من بر نمیاد
باید باهاش کنار بیام خدا برام بد نمی خواد
با اینکه با نبودنت غصه گذاشتی رو دلم
اما بدون هر جا باشی دوستت دارم خیلی زیاد
|+| (( شعر )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/26 و ساعت 21:32  
ای کاش نسیم بودم
                                                      تا صورتت را نوازش می کردم
ای کاش باران بودم
                                                      تا غم هایت را می شستم
ای کاش گل بودم
                                                      تا خود را به تو هدیه می دادم
ای کاش........
افسوس که نه نسیم نه باران نه گلم................
اما هر چه هستم دوستت دارم........................
|+| (( عاشقانه )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/26 و ساعت 20:31  
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش
|+| (( عاشقانه )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/26 و ساعت 19:16  
نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار، به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
|+| (( عاشقانه )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/26 و ساعت 8:25  
عشق يعني يک سلام بيجواب..............................عشق يعني حسرت تشنه به آب
عشق يعني همچون من شيدا شدن................عشق يعني قطره و باران شدن
عشق يعني يک شقايق غرق خون...............عشق يعني دردمحنت در درون
عشق يعني سوز ني آه و شبان..........عشق يعني معني رنگين کمان
|+| (( شعر )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/26 و ساعت 7:30  
بيا اي ناجي قلبم بي تو قلب من شکسته
اين همون دل شکسته ست که به انتظار نشسته
اي تو تنها خوب دنيا بي تو من تنهاترينم
با مثل يک ستاره بي تو من خاک زمينم
عاشقم عاشق ترينم بگو که اينو مي دونم
حالا که از عشق ديوونم بگو که با تو مي مونم
مي خوام از دست تو گهواره بسازم
سر بذارم روي دستات به سعادتم بنازم
مي خوام اون چشماي درياييتو آيينه کنم
با نگاه توي چشمات دردمو تازه کنم
تو که نيستي دنيا تاريک براي دل خسته م
بي تو من تنهاي تنهام دل به خلوت تو بستم
|+| (( شعر )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/26 و ساعت 0:20  
زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟ اگر مر گ است چرا زندگي مي كنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگه عشق نيست چرا عاشقيم
|+| (( عاشقانه )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/25 و ساعت 23:8  
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه
وقت از تو خوندنه ستاره ي ترانه هام
اسم تو براي من قشنگ ترين آهنگه
بي تو يک پرنده اسير بي پروازم
با تو اما مي رسم به قله آوازم
اگه تا آخر اين ترانه با من باشي
واسه تو سقفي از آهنگ و صدا مي سازم
با يه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره
نذار از نفس بيفتم توي تنها راه چاره
آي ستاره بي تو شب  نوري نداره
اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره
تويي که عشقمو از نگاه من مي خوني
تويي که تو تپش ترانه هام پنهوني
تويي که هم نفس هميشه ي آوازي
تويي که آخر قصه ي منو مي دوني
اگه کوچه ي صدام يه کوچه ي باريکه
اگه خونه م بي چراغه چشم تو تاريکه
مي دونم آخر قصه مي رسي به داد من
لحظه ي يکي شدن تو آيينه ها نزديکه
|+| (( شعر )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/24 و ساعت 22:42  
 
تو چشماتو می بندی
 
من می رم قایم می شم
 
تو می ری یکی دیگه رو پیدا می کنی
|+| (( عاشقانه )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/24 و ساعت 21:20  
خنجر برام بیارین من از تبار دردم
عمریه بی طلوعم مثل غروبی سردم
آیینه دار غربت با آدما غریبه
هوای چشمای من در حسرت یه سیبه
تاریکه سرنوشتم فانوس من شکسته
عمریه بغضی سنگین راه گلومو بسته
از شب به شب رسیدن از کوچه ها به بن بست
آی آدمای سر خوش جایی برای من هست
شبگرد قصه ی عشق تنها و بی پناهم
اشکم رو گونه هاتون من سردیه ی یه آهم
|+| (( شعر )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/21 و ساعت 13:20  
خدانگهدار عزیزم اما نمی شه باورم
توی چشام نگاه نکن این لحظه های آخرم
آخه چطور دلم بیاد چشماتو گریون ببینم
می رم ولی اینو بدون چشم انتظارت می شینم
می رم ولی گریه نکن نذار از عشقت بمیرم
شاید تو اوج بی کسی با عکست آروم بگیرم
می رم ولی بدون یکی خیلی تو رو دوستت داره
یکی که از دوری تو سر به بیابون می ذاره
خدانگهدار عزیزم دارم می رم از این دیار
اینجا کسی منو نخواست تو هم منو تنها بذار
اینجا هم غریب بودم ولی هیشکی نپرسید از کجاست
مسافرم باید برم گریه نکن خدا نخواست
می رم ولی بدون فقط تویی دلیل بودنم
مهمون نوازی کردنات منو از اینجا روندنم
|+| (( شعر )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/21 و ساعت 12:47  
پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش
 
شبو از قصه جدا کن چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای گریه های آخر من
 
اسمتو ببخش به لبهام بی تو خالییه نفسهام
خط بکش رو باور من زیر سایه بون دستام
 
خواب سبز عاشقی باش عاشق همیشگیم باش
خسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگیم باش
|+| (( شعر )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/14 و ساعت 12:39  
تو کجایی
عشقِ بی عاشقِ من.
سردمه!!
مثل یک قایقِ یخ کرده رو دریاچۀ یخ، یخ کردم.
مثل یک بابونه که تو گوش تردش، باد، هی می خونه:
خوشگله؟! سرنوشتت اینه!
|+| (( عاشقانه )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/14 و ساعت 11:39  
|+| (( عاشقانه )) نوشته شده توسط مجتبی در 86/05/12 و ساعت 19:56