|
سلام دوستان. بعد از مدتها اومدم و می خوام وبلاگ یکی از بهترین دوستام رو بهتون معرفی کنم. در ضمن یه مسابقه هم تو وبلاگش راه انداخته که شما هم می تونید برنده اون باشید این هم یه وبلاگ جالب و دیدنی با عنوان خون آشام ایرانی حتما ببینید خسته شدم از انتظار
می خوام از غم بنویسم چون گرفتار غمم، غمی که نمی خواد دست از سر من برداره. غم برام یه عادت شده طوری که بعضی وقتا که به شاد بودن می رسم واسه غم دلم تنگ می شه. انگار دلم هم دیگه نمی خواد شاد باشه. دنیای عجیبیه حتی دل آدم هم باهاش راه نمیاد. چه می شه کرد؟ قشنگتر از غم گریه ست که آدم رو سبک می کنه، به نظر من گریه اوج لذت احساس سبکی و خالی شدنه البته این موضوع برای گریه ای که از خوشحالی صدق نمی کنه، گریه رو فقط من و همه کسایی که دلشون شکسته درک می کنن. از روزگار هم بنویسم بد نیست، خیلی وقته که از همه چیز سیر شدم، آسمون دیگه برام آبی نیست، روزام سرد و شبام گرمه، دلم پره از حرف های ناگفته اما توانایی بیان ندارم، روزگار زود بی وفایی چرخ گردون رو بهم ثابت کرد، البته باید درس بگیرم چون نمی شه آدم همیشه به چیزایی که می خواد برسه اینه قانون روزگار و کسی نمی تونه تغییرش بده یا مقابلش وایسه. نمی خوام فکر کنید که آدم ناامیدی هستم اما شنیدین که می گن کار نشد نداره می خوام بگم تا دلتون بخواد کارایی هست که نمی شه انجام داد یکی رو مثال می زنم می شه دل شکسته ای رو کسی غیر از همونی که اون رو شکسته باز هم به تپش در بیاره؟ فقط خواهشا کسی نگه که اینکارو خدا می تونه انجام بده چون نه بحث من درباره توانایی خداست نه منظور من همه ست منظور من آدم خاکیه با تمام پستی ها و بلندی هاش! می بینیم که آدم خاکی قادر نیست این کار و خیلی موارد مثل این رو انجام بده پس ناراحت می شه غم هم میاد تا تنهایی رو پر کنه. سعی کنید غم رو همدم بدونید ازش فرار نکنید. چند مدت پیش یکی از دوستان ازم یه سوال عجیب کرد گفت به نظر تو آدم توی از دست دادن معشوقش چند درصد مقصره؟ جوابی نداشتم که بدم، اما الان که فکر می کنم می بینم که عاشق هم مقصره ساده ست، چرا من اونی نبودم که عشقم انتظارشو داشت؟ این هم یه سوال جالب شد اما جوابی که خیلی ها بهش می دن اینه که معشوقشون بهشون فرصت نمی ده یا باهاشون در این مورد صحبت نمی کنه. به نظر من جواب بچه گانه ایه چون اولا عاشقی که بدون شناخت عاشق بشه که عشقش واقعی نیست ثانیا هیچ کس به خودش اجازه نمی ده جلوی طرف مقابلش از ضعف های اون بگه یا بگه که من دوست دارم تو اینطور باشی و اونطور. باید اینو از رفتارشون فهمید. پس این جواب منطقی نیست خوب حالا به نظر شما چه جوابی می شه به این سوال داد: چرا من اونی نبودم که عشقم انتظارشو داشت؟ منتظرم نظرات همه شما رو بشنوم و بخونم چون خودم برای این سوال جوابی پیدا نکردم. سلام به همه دوستان. از این که یه مدت طولانی آپ نکردم عذر می خوام. راستش دسترسیم به اینترنت کم شده. چه می شه کرد. امروز یه شعر کوتاه براتون می نویسم که یه جورایی متضاد با شعر بشنو از نی چون حکایت می کند است و به زبان عاشقان واقعی: نشنو از نی نی نوای بی نوایی ست بشنو از دل دل حریم کبریایی ست نی چو سوزد تل خاکستر شود دل چو سوزد مأمن دلبر شود منتظر نظرات و درد دلهای همه شما عاشقان هستم سلام به همه. از این که هنوز سر می زنید ممنون. این پست یه کم عجیبه راستش می خوام از همه اونایی که درد عشق رو کشیدن یه خواهش کنم اون هم اینکه برام دعا کنید. خیلی به دعا نیاز دارم. مدتیه که اصلا خواب ندارم فقط خدا خدا می کنم که باز هم ببینمش. دلم برای دیدنش خیلی تنگ شده می دونم که اگه این ترم هم برگرده باز هم ممکنه همون جواب های قبلی رو بشنوم اما دیدنش هم برام التیام درده. دعا می کنم که این دفعه برگرده. دیگه نه پرسه زدن تو خیابونا نه تو دانشگاه نه هیچ جای دیگه نمی تونه آرومم کنه. همه جا فقط خاطراتش رو می بینم. برام دعا کنید روز های سختی رو می گذرونم. اي کاش مي شد بهت بگم
قدر دنيا دوستت دارم غير تو عشقي ندارم اي کاش مي شد براي تو
غزل غزل شعر بسازم وقت بي تابي نگاهت بازم بهت دل ببازم اي کاش مي شد از احساسم
برات يه سوغات بيارم وقتي مي شد به لبات بارون بشم و ببارم اي کاش مي شد بهت بگم
چه فايده نمي شه هزار دفعه خواستم بگم به يادتم هميشه اي کاش مي شد تو بدوني
گريز من واسه چيه تمام اين حرفهاي من واسه چيه واسه کيه اي کاش مي شد
می بخشمت به خاطر ترانه های صادقم
به خاطر سخاوت قلب همیشه عاشقم می بخشمت به خاطر تویی که خیلی بد شدی پیش تو گریه کردمو رفتی نموندی کم شدی می بخشمت اگه نشد یه روزی مال من باشی ولی بازم ازت می خوام گاهی به یاد من باشی می بخشمت اگه که من خوب می دونم دلت می خواست چشمای تو راضی بودن اما غرور تو نخواست می بخشمت به خاطر چشم هایی که منتظرن خاطره هایی که نشد از تو خیال من برن می بخشمت به خاطر فاصله های دم به دم به یاد شعری که نشد یه خطشم برات بگم رفتی و کاری از دل خسته من بر نمیاد باید باهاش کنار بیام خدا برام بد نمی خواد با اینکه با نبودنت غصه گذاشتی رو دلم اما بدون هر جا باشی دوستت دارم خیلی زیاد ای کاش نسیم بودم
تا صورتت را نوازش می کردم
ای کاش باران بودم
تا غم هایت را می شستم
ای کاش گل بودم
تا خود را به تو هدیه می دادم
ای کاش........
افسوس که نه نسیم نه باران نه گلم................
اما هر چه هستم دوستت دارم........................
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش
نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار، به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
عشق يعني يک سلام بيجواب..............................عشق يعني حسرت تشنه به آب
عشق يعني همچون من شيدا شدن................عشق يعني قطره و باران شدن عشق يعني يک شقايق غرق خون...............عشق يعني دردمحنت در درون عشق يعني سوز ني آه و شبان..........عشق يعني معني رنگين کمان بيا اي ناجي قلبم بي تو قلب من شکسته
اين همون دل شکسته ست که به انتظار نشسته اي تو تنها خوب دنيا بي تو من تنهاترينم با مثل يک ستاره بي تو من خاک زمينم عاشقم عاشق ترينم بگو که اينو مي دونم حالا که از عشق ديوونم بگو که با تو مي مونم مي خوام از دست تو گهواره بسازم سر بذارم روي دستات به سعادتم بنازم مي خوام اون چشماي درياييتو آيينه کنم با نگاه توي چشمات دردمو تازه کنم تو که نيستي دنيا تاريک براي دل خسته م بي تو من تنهاي تنهام دل به خلوت تو بستم دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه وقت از تو خوندنه ستاره ي ترانه هام اسم تو براي من قشنگ ترين آهنگه بي تو يک پرنده اسير بي پروازم با تو اما مي رسم به قله آوازم اگه تا آخر اين ترانه با من باشي واسه تو سقفي از آهنگ و صدا مي سازم با يه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره نذار از نفس بيفتم توي تنها راه چاره آي ستاره بي تو شب نوري نداره اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره تويي که عشقمو از نگاه من مي خوني تويي که تو تپش ترانه هام پنهوني تويي که هم نفس هميشه ي آوازي تويي که آخر قصه ي منو مي دوني اگه کوچه ي صدام يه کوچه ي باريکه اگه خونه م بي چراغه چشم تو تاريکه مي دونم آخر قصه مي رسي به داد من لحظه ي يکي شدن تو آيينه ها نزديکه |
|


